چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388
اشتباه از ما بود...
که خواب سر چشمه را در خیال پیاله می دیدیم.
دستهامان خالی!
دلهامان پر!
گفتگوهامان مثلاُ یعنی ما!
کاش می دانستیم،
که هیچ پروانه ای پریروز پیلگی خویش را به یاد نمی آورد!
حالا مهم نیست که تشنه به رؤیای آب می میریم.
از خانه که می آیی بیرون،
یک دستمال سفید،پاکتی سیگار،
گزینه شعر فروغ
و...
طاقتی طولانی بیاور،
احتمال گریستن ما بسیار است...
(فروغ فرخزاد)
|+|

